بر مزارم
بر سکوتم
گریه، بس بیهوده
گریسته ام جای جای شما
نه مهری
نه حرفی
نه برفی

پوچ پوچ

عایدم تنها
دلی سوخته
قلبی شکسته

هیچ هیچ



******

شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت.گفت ای عاشق دیوانه فراموش شوی.سوخت پروانه
ولی خوب جوابش را داد.گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی

******

خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم دلم
دیگر به جان آمد در این شبهای تنهایی بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم


******

نازنین دنیا همینه اون که خوب بود بدترینه نکنه تنهات گذاشته اخره عشقها همینه
این روزا عشقها خیاله حتی فکرشم محاله عشق پاک پیدا نمی شه باشه هم رو به زواله


******

خرده مگیر
آخرین پناهم بود
اشکی که ریختم
وفغانی که بر آوردم
اگر چه از نگاه تو مردانه نبود، اما
گریه کردن آخرین پناهم بود.

******

لمیده ام در کنج،
بی تو ترین خسته ی دنیا
تمام یک ربع ساعت تاخیرت،
نشسته ام تنها،
تنها میان جای خالی آدم ها،
آدم هایی که یک ربع ساعت پیش،
اتوبوسی را لبریز کردند
بی ما...


******

این چه رازیست که در میکده عشاق به آن می خندند.
نکند راز من و تو باشد.
نکند عهد شکستی و...
یادمان باشد:
آسمان شاهد عهدیست که با هم بستیم
ابرها در سفرند
آسمان
اما
هست.


******


من از تصور بیهودگی این همه دست

و از تجسم بیگانگی این همه صورت میترسم

من مثل دانش آموزی

که درس هندسه اش را

دیوانه وار دوست میدارد تنها هستم


/ 0 نظر / 10 بازدید