می روم دورازتوبا دنیای خود خلوت کنم
باید آخرمن به این بیگانگی عادت کنم
می روم تا عاقبت پروانه ای پیدا شود
همنشین این دل شوریده ی شیدا شود

 

*****

*****

می رسد روزی که بی من روزها رو سر کنی
می رسد روزی که مرگ رو باور کنی
می رسد که تنها در کنار قبر من شعر های کهنه ام را مو به مو از بر کنی

 

*****

تا که بودیم نبودیم کسی کشت ماراغم بی هم نفسی
تا که رفتیم همه یارشدند خفته ایم وهمه بیدارشدند
قدرآیینه بدانیم چو هست نه درآنوقت که اقبال شکست

/ 0 نظر / 12 بازدید