تنهایی

در اوج تنهاییم انجا که غمی نهان فرمانروایی می کند
در جایی فراسوی باید ها و نبایدهاخودم را در دیگران گم کرده ام
در بودن ها و نبودن ها وخواستن هایم چاره جویی میکنم که ناگه به فریاد سکوت بر می خیزم
سکوت نجوا نمی کند سکوت بلوا میکند خودم را در درونش می یابم ولی هر چه از چهار راه آرزو میگذرم به نقطه چینی از نقطه چین ره می یابم
فریادش چون به اوج میرسم به قعرم میکشاند
در آنجا سکوتم را فریاد سکوت می شکند



/ 1 نظر / 7 بازدید
FARSHID

سلام وبلاگ خوبي داري . ميخواستم ازت خواهش كنم منو به اسم (ياران بهشت) لينك كني .بعد از طريق نظرات وبلاگم بهم خبر بده تا با هر اسمي كه خواستي لينكت كنم.