
عشق یعنی خاطرات بی غبار، دفتری از شعر و از عطر بهار ،
عشق یعنی یک تمنا یک نیاز ، زمزمه از عاشقی با سوز و ساز
عشق یعنی چشم خیس مست او ، زیر باران دست تو در دست او .



پیر همه بود اگرچه او کودک بود
صبرش ز غریبی پدر اندک بود
می کرد به نی اشاره می گفت رباب
ای کاش سر نیزه کمی کوچک بود ...


از داغ حسین اشک نم نم داریم
در خانه ی سینه تا ابد غم داریم
پیراهن و شال مشکی آماده کنیم
چند روز دگر تا به محرم داریم ...
السلام علیک یا اباعبدلله


این نماز و روزه و حج و زکات ؛ بی ولایت چیست غیر از منکرات
جز ولایت وادی ایمن کجاست ؟ ایمن از شر اهریمن کجاست
بر ولای مرتضی مومن شوید ؛ کز عذاب قهر حق ایمن شوید
گفت احمد با علی بیعت کنید ؛ یا که در دین خدا بدعت کنید
بر ولای مرتضی کافر شدید؟ یا که از مولا مسلمان تر شدید ؟
از چه رو چون کوفیان بی ولی ؛ خرده می گرید بر کار علی
با علی در بدر بودن شرط نیست ؛ ای برادر نهروان در پیش روست
یا علی امشب تنور آماده کن ؛ امتت را امتحانی ساده کن
تا شود معلوم خاص الخاص کیست ؛ در دل دریای خون غواص کیست ؟
و ...

عاقد: خدا
شاهد: رسول خدا (ص)
دفتر: لوح محفوظ
مکان: عرش
عروس: کوثر
داماد: حیدر
سالروز ازدواج آسمانیشان مبارک
***
دیدم که به عرش شور و شوقی بر پاست / برپا گر این بزم شعف ذات خداست
گفتم به خرد چه اتفاق افتاده / گفتا که عروسی علی و زهرا است
***
***
امشب، شبی است که دو نیمه سیب با هم پیوند می خورند
تا گونه های زمین از شوق، گل بیاندازند.
آسمان، تنها سقفی است که این همه شادی را تاب می آورد.
کوچه در آستانه آمدنتان ایستاده است به شوق.
***
این سپردن دست عروسی به تکیه گاهی یک مرد نیست؛
این سپردن انسان است به حریم بی انتهای عصمت
این پیامبر صلی الله علیه و آله نیست که دخترش را به علی علیه السلام می سپارد؛
این خداست که اختیار و اعتبار بشر را به علی و زهرا علیهاالسلام وامی نهد . . .
گشته عالم غرق ماتم در عزاى جوادالائمه
کرده زهرا ناله بر پا از براى جوادالائمه
یوسف زهرا به سن نوجوانى گشته مسموم
مى دهد جان در میان حجره ى در بسته مظلوم

در میان حجره یا رب کیست غوغا میکند
شکوه زیر لب ز بی رحمی دنیا میکند
همسرش از فرط شادی و شعف کف میزند
زین عمل خود را به عالم خوار و رسوا میکند

می زنم امروز در کوی توَلاّیت قدم
تا بگیری دست این افتاده را فردا جواد
در گلستان محمد، نخل سرسبز رضا
میوه قلب علی، ریحانه زهرا جواد
دوست بدار قبیله آفتابگردان ها را که قبله نمای خورشیدند و همواره سر بر آستان او می سایند و اگر قدمی افرازند برای درک نور است و نه از سر غرور

آهو از کجا فهمید باید از تو یارى خواست؟
از پناه تو باید سایهاى بهارى خواست؟
آهو از کجا فهمید با تو مىشود آرام؟
با نگاه تو آهو پیش پاى تو شد رام
تو به مهربان بودن شهره در زمین بودى
مهربان فراوان بود مهربانترین بودى
مىدهى نجات از مرگ آهوى فرارى را
مىکنى جدا از او ترس و بیقرارى را


کاش من یک بچه آهو می شدم
می دویدم روز و شب در دشتها
می دویدم تا که می دیدم تو را می کشیدی دست خود را بر سرم شاد می کردی مرا با خنده ات دوست بودی با من و با خواهرم چونکه روزی مادر م می گفت تو دوست با یک بچه آهو بوده ای توی صحرا ضامن او بوده ای بچه آهویی که تنها مانده است در میان دشت و صحرا مانده است دوست شو با من مرا هم ناز کن با دو دست مهربانت باز کن
توی کوه و دشت و صحرا روز و شب
کاش روزی می نشستی پیش من
خوش به حال بچه آهویی که تو
پس بیا من بچه آهو می شوم
بچه آهویی که تنها و غریب
روز و شب در انتظارم پس بیا
بند غم را از دو پای کوچکم
یا رب چو بر آرنده ی حاجات تویی
هم قاضی و کافی مهمات تویی
من سر دل خویش بتو کی گویم
چون عالم اسرار خفیات تویی ...!!!



روز بزرگداشت خواجه حافظ شیرازی رو به همه شما حافظ دوستان عزیز تبریک عرض می کنم .




میم آخر دوستت دارم اگر تا آسمان هفتم امتداد نیابد در ساقه هایش به راحتی می شود اثری از تردید یافت ، ریشه ی دوستت دارم باید در تقدس ابرهایی باشد که هنوز به روی هیچ گلبرگی نباریده اند و گونه ی هیچ گل سرخی را به یاد شکوفایی نینداخته اند ؛ حالا که برایت می نویسم خیال ِ اطلسی های بی قرار ایوان آرزوهایت جمع باشد ، پلک نمی زنم ، حالا غرق زخمه زدنم به سازی که هرکس نامی بر آن می گذارد ، گاهی اشک بهترین مضراب برای نواختن شرجی ترین سمفونی دنیاست و گاهی نوازنده یا شاعر برای تقدیم یک تکه آتش به آسمان نیلوفری تمامی دلهای آشفته یک جرقه کم دارد ...

رمضان شهر عشق و عرفان است / رمضان بحر فیض و احسان است
رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن / گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است . . .
***
در خلوت شب ز حــق صـدا می آید / از عطر سحر بوی خدا می آید با گوش دگر شنو به غوغای سکوت / کز مرغ شب ، آواز دعا می آید . . . ماه رمضان مبارک ***
ای در غرور نفس به سر برده روزگار / برخیز ، کارکن ، که کنونست وقت کار ای دوست ! ماه روزه رسید و تو خفتهای / آخر زخواب غفلت دیرینه سر برآر . . . ***
حکمت روزه داشتن بگذار / باز هم گفته و شنیده شود صبرت آموزد و تسلط نفس / و ز تو شیطان تو رمیده شود . . . *** یا اله الخلق یا رب الفلق / ای خدای انجم و شمس و شفق از تو می خواهم در این ماه شریف / چشم پوشیدن ز جرم ما سبق . . . *** رمضان ماه مناجات و دعا / رمضان پر بود از شور و صفا ماه خالص شدن از کبر و ریا / رمضان ماه رسیدن به خدا . . . ***
باز آى و دل تنـگ مرا مونس جان بـاش / وین سوخته را محـرم اســرار نهان بـاش زان باده که در میکده عشـق فروشــند / ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش . . . *** آمدیم از سفر دور و دراز رمضان / پی نبردیم به زیبایی راز رمضان هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا / هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان . . .
.
ای منتظران گنج نهان می آید
آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر طلایه داران ظهور
گفتند که صاحب الزمان می آید . . .
میلاد آقا امام زمان بر همگان مبارک

قائم آل نور، یا مهدی / عطر سبز حضور، یا مهدی تا همیشه صبور می مانیم / در هوای ظهور، یا مهدی اینک که شده ولادتت ای جانا / جلوه نور به دنیا بنما یا مهدی ***
غیر از تو مرا دلبر و دلدار نباشد / دل نیست هر آندل که ترا یار نباشد شادم که غم هجر توگردیده نصیبم / بهتر ز غم هجر تو غمخوار نباشد . . . ولادت امام مهدی(عج) بر شما مبارک

***
بود محرابم ابروی تو ای دوست / نمازم جانب کوی تو ای دوست
اگر حبل المتین فرموده قرآن / نباشد غیر گیسوی تو ای دوست . . .
***
در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی / من ظهور لحظه ها را می شمارم تا بیایی
خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری / در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی . . .
***
خواهی که در پناه کرامات سرمدی / ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی
لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را / با ذکر سبز یک صلوات محمدی . . .
تعجیل در فرج آقا صلوات

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم سالها منتظر سیصد و اندی مردانیم آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید به گمانم که بنا نیست یارش باشیم . . .
خدایا به حق این شب نیمه ی شعبان و مولود در این شب و حجت موعود آنکه فضلی دیگر بر مقام فضیلتش افزودی ، پس کلمه ی توحید تو از جهت صدق و عدالت به حد کمال رسید ، نیست تغییری دهنده ای برای کلمات تو و آیاتت را کسی تعقیب نتواند کرد ، آن کلمات ظاهرات انوار مشعشع و روشنی فروزنده ی توست و رهنمای نور معرفتت ؛
در این شب تاریک عالم همان امام غایب پنهان از نظرها که مولدش معظم و محل ظهورش مکرم است و فرشتگان گواهان اویند و خدا یاور و نیرو بخش او هنگامی که وعده ی ظهورش فرا رسد و فرشتگان یاریش کنند او شمشیر قهر خداست که کند نگردد و نور خداست که خاموش نشود و صاحب مقام حلم است که سبک سر نگردد و مدار روزگار و حافظ و نگهدار زمان است و والیان امرند که آنچه در شب قدر نازل می شود بر آنها نزول یابد .
حشر و نشر خلق و مترجم و مسران وحی حق و نگهبان امر و نهی خدا هستند ، پروردگارا پس تو بر امام خاتم و قائم آن ائمه ی هدی که پنهان است درود فرست .
بار الها و ما را به ایام قیام او و ظهورش برسان و ما را از نصرت کنندگانش قرار ده و خون او چون خواهی ما را ما را با خون او قرین گردان و ما را در دفتر یاران و خاصانش ثبت فرما و ما را در دولت او با تنعم و خوشی زنده بدار و به صحبتش بهره مند گردان و به حق او استوار ساز و از هر بدی محفوظ دار ای مهربان تریت مهربانان.
و ستایش مخصوص خداست که پروردگار عالمیان است و درود بر سید ما حضرت محمد (ص) خاتم پیغمبران و رسولان و بر خاندان صادق و عترت ناطق آن بزرگوار و لعنت بر جمیع ظالمان جهان و تو میان ما و ظالمان عالم حکم فرما که بهترین حکمفرمایی
و ...
کاش مهدی به جهان چهره هویدا می کرد
گره از مشکل پیچیده ی ما وا می کرد کاش می آمد و با آمدنش از ره مهر قبر مخفی شده فاطمه پیدا می کرد 

ولادت با سعادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف
بر تمام جهانیان مبارک باد
ولادت سه نور ولایت بر شما مبارک
ماه میلاد سه پرچم دار عشق
دلبر و دلداده و دلدار عشق
ماه میلاد سه ماه عالمین
سید سجاد و عباس و حسین(ع)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سه نور آمد به عالم پر ز احساس
معطر هر سه از عطر گل یاس
سه نور تابناک آسمانی
حسین بن علی ، سجاد و عباس
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دامن علقمه را عطر گل یاس یکی است
قمر بنی هاشمیان در همه ناس یکی است
سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب
نام زیبای اباصالح و عباس یکی است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عطر نفس بقیه الله آمد
با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
میلاد گل رسول و زهرا و علی است
زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است
ما را دگر از روز جزا بیمی نیست
چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بوی گلهای بهشتی ز فضا می آید
عطر فردوس هم آغوش صبا می آید
نوگل مصطفوی ، زینت باغ علوی
مظهر پنج تن آل عبـــــــــــــا می آید
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
**ولادت امام حسین (ع) **
ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی
در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی
ای العطش، ترانه ی قبل از ولادتت
مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اشکها بین که از این خنده بدامان دارد
ای سلیل اشرف اولاد آدم السلام
بهین جشن و سرور شیعیان است
دیگر زنخل رسالت پدید شد ثمری
سرور معنوی بر پاست هر جا
سلام ای صفای دل عاشقان
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
** ولادت حضرت عباس (ع)**
مـیـلاد مسعـود اباالفضل جوان است
هـنگام شـادی و سرور شیـعـیـانــسـت
از دامـن ام البنین ماهی عیان است
کز روی وی شرمنده مـاه آسـمـانست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شب به کاخ مرتضى ماهى پدیدار آمده
ماهى که پیش نور وى خورشید و مه تار آمده
ماهى که بر حسن صدها خریدار آمده
اى طالب دیدار مه هنگام دیدار آمده
فلاکیانش سر به سر حیران رخسار آمده
اکو نور بخش عالم و، هم نور الاءنوار آمده
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه عباس آنکه در حشمت امیر راستین آمد
چه عباس آنکه از همّت پناه مسلمین آمد
چه عباس آنکه از اصل و نسب از دوره هاشم
چو جان مرتضى و حُسن خیرالمرسلین آمد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
**ولادت امام سجاد علیه السلام**
سلام اى چارمین نور الهى
کلیم وادى طور الهى
تو آن شاهى که در بزم مناجات
خدا مى کرد با نامت مباهات
تو را سجاده داران مىشناسند
تو را سجده گزاران مىشناسند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
جشن میلاد امام چارمین آمد پدید
روز وجد مؤمنات و مؤمنین آمد پدید
درّة التّاج فضیلت جوهر علم لدن
حضرت سجّاد زین العابدین آمد پدید
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چو خورشید جمالش مشرق از برج کمال آمد
خدا را شد جلوه گر بر خلق اشراق جمال آمد
شد از برج عبودیت عیان شمس ربوبیّت
تجلّى جمال آن جا تجلّى جلال آمد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
.jpg)
شبی عجب، که همه جود بود و فیض و فتوح
شب شکفتن ایمان، شب گشایش روح
شبی که مطلع انوار نور سرمد بود
ظهور مصلح کل، بعثت محمد بود
عید مبعث مبارک باد

رفته خود از عرش تا به فرش سراسر
زیر فلک سایه لوای محمد(ص)
نوری(سیّاره) یافت راه هدایت
تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص)
عید مبعث مبارک

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)
عید مبعث بر همگان مبارک

کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد

اللهم صل علی محمد .
از فاطمه اکتفا به نامش نکنید
نشناخته توصیف مقامش نکنید
هر کس در او محبت زهرا نیست
علامه اگر هست سلامش نکنید

سبد سبد بیارید گلهای نیلوفری رو بیاید عزا بگیریم روزای بی مادری رو بگید چاووش بخونه غم از دلا امون برده بگید حجله بیارند آخه مادر جوون مرده پیغمبری که عمری غمخوار امتش بود روی کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟ فاطمیه قصه گوی رنجهاست فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست فاطمیه شعر داغ لاله است قصه ی زهرای 18 ساله ست فاطمیه شرح دیوار و در است دفتر در مقام سخت زینب پرور است ما گوشه نشینان غم فاطمیه ایم محتاج عطا و کرم فاطمیه ایم عمری است که از داغ غمش سوخته ایم دیدم که ازپس در پهلوی من شکسته است
هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه (س) بی حاصل است
فاطمه (س) حلال صدها مشکل است
فریاد من درآنجا علی علی علی بود
بر روی من با میخ در نوشتند
این جرم گفتن علی علی علی بود
من هم زخون بر روی در نوشتم
تنها گناه زهرا علی علی علی بود
ای کاش فدک این همه اسرار نداشت ای کاش مدینه در و دیوار نداشت فریاد دل محسن زهرا این بود ای کاش در سوخته مسمار نداشت کاش قلبم به قبرش راه داشت کاش زهرا هم زیارتگاه داشت
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست. نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست. «فاطمه، فاطمه است»
(دکتر شریعتی)

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود ،
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ،
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه ،
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود .
شهادت حضرت زهرا (س) بر شما تسلیت باد
روز پرستار و ولادت حضرت زینب رو به همه پرستارای عزیز و دوست داشتنی تبریک میگم


الهی !
نزدیک نفس های دوستانی !
حاضر دل ذاکرانی!
از نزدیک نشانت می دهند و برتر از آنی !
و از دورت می جویند و نزدیک تر از جانی!
ندانم که در جانی یا جان را جانی!!!!!!
نه اینی و نه انی!جان را زندگی می باید، تو آنی!!!!!
.jpg)
ادامه مطلب...
کودکی که آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسید: «می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید؛ اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟»
خداوند پاسخ داد: «از میان بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد.»
اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه.
گفت: اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.
خداوند لبخند زد: «فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.»

(برای خواندن ادامه مطلب روی ادامه مطلب در زیر کلیک کنید با تشکر)
ادامه مطلب...
.gif)
ای مسافر
ای جدانا شدنی
گامت را آرامتر بردار
از برم آرامتر بگذر
تا به کام دل ببینمت
بگذار از اشک سرخ
گذرگاهت را چراغان کنم
آه که نمیدانی
سفرت روح مرا به دو نیم میکند
و شگفتا که زیستن با نیمی از روح، تن را میفرساید
. بگذار بدرقه کنم
واپسین لبخندت را
و آخرین نگاه فریبندهات را
مسافر من
آنگاه که میروی
کمی هم واپس نگر باش
با من سخنی بگو
مگذار یکباره از پا درافتم
فراق صاعقه وار را
بر نمیتابم
جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز
آرام تر بگذر
تو هرگز مشایعت کننده نبودی
تا بدانی وداع چه صعب است
وداع توفان میآفریند
اگر فریاد رعد را در توفان نمیشنوی
باران هنگام طوفان را که میبینی
آری باران اشک بی طاقتم را که مینگری
من چه کنم
تو پرواز میکنی و من پایم به زمین بسته است
ای پرنده
دست خدا به همراهت
اما نمیدانی
که بی تو به جای خون
اشک در رگهایم جاریست
از خود تهی شده ام
نمی دانم تا بازگردی
مرا خواهی دید !؟ ...

این دل اگر کم است بگو سر بیاورم
یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم
خیلی خلاصه عرض کنم: دوست دارمت ...
(دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم)
از کتف آشیانهای خود برای تو
باید که چند جفت کبوتر بیاورم
از هم فرو مپاش، برای بنای تو
باید بلور و چینی و مرمر بیاورم
وقتش رسیده این غزل نیمهسوز را
از کورههای خودخوریام در بیاورم

الهی
نام تو ما را جواز!
مهر تو مارا جهاز!
الهی ! شناخت تو ما را امان ، و لطف تو ما را عیان .
الهی !
فضل تو ما را لوا و کنف تو ما را ماوا !
الهی ضعیفان را پناهی ، قاصدان را بر سر راهی ، مومنان را گواهی ، چه بود که افزایی و نکاهی ؟
الهی !
چه عزیز است او که تو او را خواهی !
ور بگریزد ، او را در راه ، آیی .
طوبی آن کس را که : تو ، او را رایی !
آیا که : تا از ما خود رایی ؟
(برگرفته از مناجات نامه و الهی نامه )
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه
لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه
یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند
یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند
تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو
خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم
نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی
تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی
تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم
خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی
...طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ .....!
خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها
بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا
خداحافظ خداحافظ
همین حالا
خداحافظ

این چه رازیست که در میکده عشاق به آن می خندند.
نکند راز من و تو باشد.
نکند عهد شکستی و...
یادمان باشد:
آسمان شاهد عهدیست که با هم بستیم
ابرها در سفرند
آسمان
اما
هست.

خرده مگیر
آخرین پناهم بود
اشکی که ریختم
وفغانی که بر آوردم
اگر چه از نگاه تو مردانه نبود، اما
گریه کردن آخرین پناهم بود.
به گمانم...
تنها رهگذر کوچه تنهایی من
قطره باران هاییست ملموس
که به یمن قدم یاد نگاهت در دل
و به دلداری این خسته وجود
در حریم نفسم می بارند .
و همه هم فریاد ..
شعر زیبایی چشمان تو را می خوانند.
به گمانم حتی ..
گل نیلوفر احساساتم
که زمان هاست دلش پژمرده
به امید حضور سبزت
و به رویای هوایی تازه
می رود تا فردا..
و شعف وار...
به احساس زمان می خندد

می خواهم خود را نابود کنم
می خواهم محو شوم
هیچ هم نباشم
من میتوانم
همه چیز برای یک پرواز آماده است
یک پرتگاه بلند
و در انتها فرود بر زمینی سراسر چمن
یا دریایی که صخره های تیزی دارد
ولی شاید این حق مادرم نباشد
که جسد دختر عزیزش را متلاشی تحویل بگیرد
یکی باید بلاخره بمیرد
من میکشم
من مرگ را میکشم
وقتی که من عاشق بودم او دوستم نداشت.
حالا که عاشقم شده من دیگر نیستم.
حالا فهمیدم که چرا اول قصه ها همیشه میگن : " یکی بود یکی نبود "

بدلیل مردن مردی،
چند روزی در خانه اش باز است
آدمها می آیند و می روند
و در فواصل میان خوردن چای و خرما
- برای فرار از واقعیّتِ عظیم –
از چیزهای بی اهمّیّت صحبت می کنند
تهی و خالی از هر گونه احساس.
بدلیل مردن مردی،
خانه ای سیاهپوش شده است
ماهها می آیند و فصلها می روند
و ما در فواصل میان ماهها و سالها
- برای فراموشی واقعه ای بزرگ –
خود را به کارهای بیهوده مشغول می کنیم
بدور از هیچگونه اهمال و سُستی.
بدلیل مردن مردی،
درِ خواب بروی چشمانم بسته است
روزها می آیند و شبها می روند
و در فواصل میان روزها
شبهای بسیاری خواهد آمد
که من
- بیاد آشنای ناشناسی که فقط اسمش را دانستم –
به تنهایی در زیر باران قدم خواهم زد
و چهرۀ خیس خود را بزیر پردۀ سیاه شب پنهان می کنم
تنها و بی هیچ همدمی .

می توانی که بعد از این ازمن
چهره ای مثل سنگها بکشی
یا غرور مرا که مانده در دستت
بر زمین جفا بکشی
در شب بی تو بی ستاره ام حتی
می توانی که بی خدا بکشی
و بگیری همیشه را از من
تا در او نقشی از بلا بکشی
تا شوم خالی از خود ای نقاش
می توانی مرا هوا بکشی

یادش به خیر آن روزها، باران که میزد
آسیمه سر، از خانه تا هم میدویدیم
بیچتر و با لبخندی از دیدار دیگر
بر سنگ فرش کوچه با هم میدویدیم
بیگانه با دنیای بیاحساس، حتی
در خانه همسایهها هم، میدویدیم
زاین کوچه تا آن کوچه از این سو به آن سو
با دست هم، بی راهه را هم میدویدیم
می گفتمت: هر روز باران کاش میزد
در سایه اش هر روز ما هم میدویدیم
میگفتیام: کاش آسمان هم راهمان بود
هر بار با هم تا خدا هم میدویدیم
امروز اما خیس باران بی تو هستم ...
با یادی از وقتی که با هم میدویدیم
شاید بشویند ابر ها از خاطراتم
آن روزهایی را که تا هم میدویدیم ...
ای دست
ای مخمل نسیم
ای بازگشته از سفر بیکرانگی :
- از سرزمین پاک گیاهان مهرزی -
ایکاش
گردههای محبت را
در ذهن سبز گونهی من ، بارور کنی .
ایکاش ،
میگشودیم آرام
ایکاش
جملههای تنم را
آهنگ عاشقانه میدادی
آنگاه
آن عاشقانه را
از بر میخواندی
ایکاش
با من میماندی
روزی هزار بار
من را به نام میخواندی
ایکاش ...


علی یک دسته گل از یاس آورد
ز طوبی شاخه ی احساس آورد
میان باغی از گل های زهرا
خوشا ام البنین عباس آورد
...
دریچه ی عشق و عاشقی باز شود
دل ها همه آماده پرواز شود
بانوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود
السلام علیک یا ابا عبدالله
...
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد
...
پیر همه بود اگرچه او کودک بود
صبرش ز غریبی پدر اندک بود
می کرد به نی اشاره می گفت رباب
ای کاش سر نیزه کمی کوچک بود
( فرا رسیدن ایام ماه محرم را تسلیت می گوییم )
...
با نام حسین به سینه ها گل بزنید
از اشک به بارگاه او پل بزنید
گویید که هر زمان گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید
التماس دعا، عزا دار امام حسین
...
هفتادو دو مجنون زلیلی شده عاقل
هفتادو دو فرهاد به شیرین شده واصل
هیهات که جان گیرد از آنها ملک الموت
جان دست حسین است نه بازیچه قاتل
...
فرش بر رونق بازار حسین می نازد
عرش بر جلوه رخسار حسین می نازد
ابر بر اشک عزادار حسین می نازد
قبر شش گوشه به زوار حسین می نازد
کربلا هم به علمدار حسین می نازد
...
می گویید شیشه ها احساس ندارند. ولی هنگامی که با انگشت روی شیشه ی بخار گرفته نوشتم یا حسین آرام گریست ...
...
- آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد
...
نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)
...
عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار حسین است . دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است
...
امام سجاد (ع) : هر مؤمنی که بگرید بر قتل حسین (ع) به نحوی که اشک بر چهره اش جاری شود ، خداوند او را جاودانه در خانه ای از خانه های بهشت جا می دهد
...
دانی از چه رو گاه گاه آید زلزله ، چون زمین هم میکند با نام زینب هلهله . دانی از چه رو گاه گاه توفان میشود ، صحنه جنگیدن عباس اکران میشود . آغاز ماه محرم را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض میکنم
...
گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست ، علم فاطمه دست قلم عباس است . تسلیت باد فرا رسیدن محرم الحرام
...
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم
...
السلام علیک یا اباعبدالله : دیباچه عشق و عاشقی باز شود ، دلها همه آماده پرواز شود ، با بوی محرم الحرام تو حسین ، ایام عزا و غصه آغاز شود . آغاز محرم حسینی را تسلیت عرض مینمایم
...
به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان ، به دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان ، خدا داند که در بازار عشقت ، به جز جان هیچ کالایی ندارم یا حسین جان
...
محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد
...
حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...
...
ای به دل بسته ، قدری آهسته
کن مدارا با ، زینب خسته ...
یا حسین مظلوم ...
...
یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...
...
دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین
تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین
...
السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن
...
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
السلام علیک یا ابا عبدالله ...
...
کربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد
...
دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود
...
نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانشآموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
...
دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم
...
گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.
...
پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟
آهی کشید و گفت ماه محرم است...
...
باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینهی ما میشود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین
...
فرشتهها از امشب صبوی غم مینوشن
دوباره اهل جنت پیرهن سیاه میپوشن
...
با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد
...
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
...
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

خورشید چراغکی ز رخسار علیست / مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست
هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسایه دیوار به دیوار علیست
****
نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد عید غدیر خم مبارک باد
****
خدایا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان فرا رسیدن عید غدیرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک **** دلا امشب به می باید وضو کرد / و هر ناممکنی را آرزو کرد عید بر شما مبارک **** علی در عرش بالا بی نظیر است علی بر عالم و آدم امیر است به عشق نام مولایم نوشتم چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟ **** آنان که علی خدای خود پندارند / کفرش به کنار عجب خدایی دارند **** چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند بردند به میزان عمل سنجیدند بیش از همه کس گناه ما بود ولی آن را به محبت علی بخشیدند عیدتان مبارک **** تمام لذت عمرم در این است / که مولایم امیرالمومنین است عید شما مبارک ****

****
نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد
****
هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است.... هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)
****
قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا که علی نور بود سایه ندارد
عید غدیر مبارک
****
شبی در محفلی ذکر علی بود
شنیدم عارفی فرزانه فرمود
اگر آتش به زیر پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری
خورشید شکفته در غدیر است علی
باران بهار در کویر است علی
بر مسند عاشقی شهی بی همتاست
بر ملک محمدی امیر است علی
****
مدح علی و آل علی بر زبان ماست / گویا زبان برای همین در دهان ماست
****
روز مـحـشــر پـرسـیـد ز مـن رب جـلــــــــی
گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی
گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت
گفتمش چون حـک نمودم روی قلبم یا علی
****
شبی در محفلی ذکر علی بود ، شنیدم عاشقی مستانه فرمود ، اگر آتش به زیر پوست داری ، نسوزی گر علی را دوست داری . عید غدیر خم بر شما مبارک
****
نام علی : عدالت — راه علی : سعادت — عشق علی : شهادت — ذکر علی : عبادت — عید علی : مبارک
****
ما زین جهان از پی دیدار میرویم ، از بهر دیدن حیدر کرار میرویم ، درب بهشت گر نگشایند به روی ما ، گوییم یا علی و ز دیوار میرویم
****
عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است . . . . یعنی اینکه باطن قبله را در امام پیدا کن . عید غدیر خم مبارک
****
ای خدای مرتضی ، گردی از گامهای فتوت مرتضی را بر سر جهانیان بپاش تا ریشه نامردی در جهان بخشکد . عید غدیر خم ، عید ولایت و امامت مبارک
****
اگر خلق عالم علی را می شناختند ، دوستش میداشتند و اگر خلق عالم علی را دوست میداشتند ، جهنم آفریده نمیشد
****
به روز غدیر خم از مقام لم یزلی ، به کائنات ندا شد به صوت جلی . که بعد احمد مرسل به کهتر و مهتر ، امام و سرور و مولا علیست علی ، عید غدیر خم بر شما مبارک

.*'""*.*"'"*.
*. Eide .*
"* *"
"*.*"
.*'""*.*"'"*.
*. shoma .*
"*. .*"
"*.*"
.*'""*.*"'"*.
*. mobarak .*
"*. .*"
*.*.
****




عشق کنار کشیدن و جا زدن نیست بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است .... زندگی برگ بودن در گذر باد نیست امتحان ریشه هاست ازخدا التماس کردم تا عشقت را بر سر راهم قرار دهد اما اکنون از اعماق جان خسته ام فریاد بر می اورم نفرین قلبم بر تو باد در بن بست هم راه آسمان باز است ، پرواز بیاموز!!!! محبت روزهای گم شده را دردستانم جستجو نکن، من عهد زندگی بسته ام. بیاراده متولد میشویم. بیاختیار زندگی میکنیم. بدون اینکه بخواهیم میرویم.

ای پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا رضا
آینه ی قبله نما یا رضا
....

میلاد هشتمین امام، هفتمین قبله و دهمین کشتی نجات آقا امام رضا (ع) بر شما مبارکباد السلام ای حضرت سلطان عشق یا علی موسی الرضا ای جان عشق السلام ای بهر عاشق سرنوشت السلام ای تربتت باغ بهشت

السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت
ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا (ع) مبارک
بلیط ماندن است مانده روی دستهای من
در این همه مسافر حرم نبود جای من؟
رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببر
سفارش مریض حضرت امام را ببر
بارگاهی که به شهر مشهد بپاست هم برای من مدینه هم کربلاست
خاک پاکش را غرق بوسه می کنم چون که جای پای اربابم رضاست..
با نام رضا به سینه ها گل بزنید ، با اشک به بارگاه او پل بزنید،
فرمود که هر زمان گرفتار شدید، بردامن ما دست توسل بزنید
امروز که سر بر حرمت می آیم
انگار تمام عشق کامل شده است
ای ضامن آهو! به غریبی سوگند
دل کندن ازاین ضریح مشکل شده است
هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است
کـمـک کـن مـثـل مشهد، شهر رؤیا
دلـم پـر ازدحـام از نـور بـاشــد
پـر از پـرواز کـفـتـرهـاى کوچک
سـرم سـبـز و دلـم پـر شور باشد
ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت ثامن الحجج علی بن
موسی الرضا را بر عموم مسلمین گرامی تبریک عرض میکنم
زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟
بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟
گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟
ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند
گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟
من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟
زآستان رضا سرخط امان دارم ٬ رخ نیاز بر این پاک آستان دارم
اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم
ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم ٬ درین چمن به صد امید آشیان دارم
کفترا پر بزنین به دور گنبد طلا دور گنبد بشینین نیابت از کرب و بلا
پر و بالهاتون رو با هم وا کنید دل به هم بدید همه آوا کنید
ذکر یا امام رضا امام رضا به زبون بگیرید و صفا کنید
بارگاهی که به شهر قم بپاست هم برای من مدینه هم کربلاست
خاک پاکش را غرق بوسه می کنم چون که جای پای اربابم رضاست
آقا گداتو پس نزن اونکه فقط می خواد یه چیز/ عمری کبوترت شدم یه بار برام گندم بریز
رضاجان عمریست که گوشه نشین محبتم
این گوشه را به وسعت دنیا نمیدهم یا امام الرئوف
گمشده بودم ، غرق در کثافت شهر، آمدی از نورم کردی ، دستگیر بی دستی ام شدی!
روی شانه های ضریحت گریستم و دخیل پنجره فولادت ، طلایم کرد، حالا یاریم کن که تا عطر معرفتت را دریابم
به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد .... به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد
خدا داد آنچه را وعده، بشد در ماه ذیقعده ... که آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمد
از عرش سلام سرمدی آوردند ..... آیینه ی حُسن سرمدی آوردند
با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ..... یک دسته گل محمدی آوردند
...
میلاد نور مبارک
شمع جمع شاپرکهایی رضا
ای کلید ساده مشکل گشا
آن گل زیبا گل خوشبو تویی
ای رضا جان، ضامن آهو تویی
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها
حریمت قبله ی جانم/ بود حب تو ایمانم
تو را هر لحظه می خوانم/ رضا جانم، رضا جانم
منم مست ولای تو/ گدایم من گدای تو
نهادم سر به پای تو/ رضا جانم، رضا جانم
..
میلاد نور مبارک
کاش من یک بچه آهو می شدم
می دویدم روز و شب در دشتها
توی کوه و دشت و صحرا روز و شب
می دویدم تا که می دیدم تو را
...
بهترین شاد باش ها تقدیم به شما ، بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا (ع)
نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند
مردم صدای آمدنت را شنیده اند
زیباتر از همیشه شده آستان تو
آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند
...
ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا علیه اسلام مبارکباد

یا رضا...
تکان تکان می خورد حس بی زبان قلم . تکه تکه خال می کوبد برقامت واژه های قلم . قلم امشب کوتاه می نویسد؟ یا قامت واژه ها تا ثامن الحجج نمی رسد ؟! میان صحن چلچله ها رها شده ام . چیست این صدا که مرا میان اشاره ها خرابه می کند . کرورکرور التماس نقره ای حک می شود روی پنجره های کبوتری اش . وصله که می زنند این گریه ها را به ضریح پیکرش ، قطره های چکیده را او ضمانت می کند . دخیل پنجره هایش روح امن یجیب تمام پنجره هاست . گفتنی ها را گفته ام .
نگفته هایم در پس زبان بی هنرم می ماند وبه فسیل عقده ها لبخند می زند . آقا توکه راه می روی روی آواز حنجره ها ، قفل نگفته ها باز می شود . ورق بزن حلقوم کنجکاو نکرده هامان را و آرام آرام بخوان تا اتاقک همسایه نشنود که ریابا اندام کبود آیه ها چه کرد . خیال راستی ها کم کمک سایه می کشد روی آبروی آینه ها و سیب نصف شده حجب و حیا باز هم می ماند کنج خرابه ها . آقا دستی تکان بده ، باران بپاش ، بوی خاک نم زده ، شاید کمکی باشد به بازگشتمان ……………..

****

به گنبد و علم حضرت رضا صلوات
به جلــوه حرم حضرت رضا صلوات
جواز کرببــــلا می دهد به زوارش
به جوهـر قلم حضرت رضا صلوات

صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است، از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان است.عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست، عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نوبا جانی تازه از آن سر بر می آورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش، با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم، اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم، عید فطر عید ما نیست. از این روست که در دعای قنوت نماز عید فطر می خوانیم:
اسئلک بحق هذاالیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و اله ذخراً و مزیداً
“از تو خواهم به حق این روز که آن را برای مسلمانان عید قرار دادی و برای محمد و آل او ذخیره و فزونی ساختی.”
(برای دیدن ادامه مطلب روی لینک ادامه مطلب در زیر کلیک کنید)
ادامه مطلب...
