چه خوب می شد اگر صداقت آخرین حرف دل انسان بود

 

محرم

 

پیر همه بود اگرچه او کودک بود

صبرش ز غریبی پدر اندک بود

می کرد به نی اشاره می گفت رباب

ای کاش سر نیزه کمی کوچک بود ...

محرم


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۸٩/٩/۱٩ توسط ژنیک

 

محرم

از داغ حسین اشک نم نم داریم

در خانه ی سینه تا ابد غم داریم

پیراهن و شال مشکی آماده کنیم

چند روز دگر تا به محرم داریم ...

السلام علیک یا اباعبدلله

محرم


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۸٩/٩/۱۳ توسط ژنیک

عید غدیر مبارک

 

 

این نماز و روزه و حج و زکات ؛ بی ولایت چیست غیر از منکرات

جز ولایت وادی ایمن کجاست ؟  ایمن از شر اهریمن کجاست

بر ولای مرتضی مومن شوید ؛ کز عذاب قهر حق ایمن شوید

گفت احمد با علی بیعت کنید ؛ یا که در دین خدا بدعت کنید

بر ولای مرتضی کافر شدید؟ یا که از مولا مسلمان تر شدید ؟

از چه رو چون کوفیان بی ولی ؛ خرده می گرید بر کار علی

با علی در بدر بودن شرط نیست ؛ ای برادر نهروان در پیش روست

یا علی امشب تنور آماده کن ؛ امتت را امتحانی ساده کن

تا شود معلوم خاص الخاص کیست ؛ در دل دریای خون غواص کیست ؟

 

 

و ...

 

عید غدیر مبارک


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸٩/٩/٤ توسط ژنیک

گفت با من نکته دانی اهل دل ؛ کی خدا گنجد درون آب و گل

خانه ی حق چارچوبی تنگ نیست ؛ حج همین گردش به دور سنگ نیست

حج حجامت می کند ارواح را ؛ پاک میسازد ز دل اشباح را

حج تو آن گه قبول حق شود ؛ که دلت در نور مستغرق شود

طوف سنگ کعبه حج اصغر است ؛ حج اصغر شاخ بی برگ و پر است

حج اکبر کن به خون احرام کن ؛ سینه را بر تیغ ها اطعام کن

کربلا بیت الحرامی دیگر است ؛ حاجیانش را مقامی دیگر است

نیتش ترک سرو پا گفتن است در پی اش تکبیر در خون خفتن است

از حرم تا قتلگه سعی صفاست ؛ رد پای اهل بیت مصطفاست

عید اضحی ذبح اکبر را ببین ؛ کعبه ی در خون شناور را ببین

ای جوانان بنی هاشم ، چرا ؛ بر نمیدارید تابوت مرا

تاک تا کی سرکند در آفتاب ؛ تا ز شاخ وبرگ او جوشد شراب

ای خماران را شرابی سوخته ؛ ما عطشناکیم و آبی سوخته

بی تو در چاهیم و آهی آتشین ؛ دولی از دور طنابی سوخته

دوش دیدم خیمه هایی را به خواب ؛ شعله گون در پیچ و تابی سوخته

از حرارت سوختم آبی کجاست ؟ چشم حسرت ماند و خوابی سوخته

خشک سالی می تپد از شش جهت ؛ آسمان دارد سحابی سوخته

ذوالجناح آمد ولیکن بی سوار ؛ خسته با زین ورکابی سوخته

کاروان بر باد گویی می رود ؛ غرق ماتم در نقابی سوخته

می رود تا شام در بهت غروب ؛ بر سر نی آفتابی سوخته

و ...

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸٩/۸/٢٦ توسط ژنیک

عاقد: خدا

شاهد: رسول خدا (ص)

دفتر: لوح محفوظ

مکان: عرش

عروس: کوثر

داماد: حیدر

سالروز ازدواج آسمانیشان مبارک

***

دیدم که به عرش شور و شوقی بر پاست / برپا گر این بزم شعف ذات خداست

گفتم  به خرد  چه  اتفاق  افتاده / گفتا که عروسی علی و  زهرا است

***

عکاس: ژنیک

***

امشب، شبی است که دو نیمه سیب با هم پیوند می خورند

تا گونه های زمین از شوق، گل بیاندازند.

آسمان، تنها سقفی است که این همه شادی را تاب می آورد.

کوچه در آستانه آمدنتان ایستاده است به شوق.

***

این سپردن دست عروسی به تکیه گاهی یک مرد نیست؛

این سپردن انسان است به حریم بی انتهای عصمت

این پیامبر صلی الله علیه و آله نیست که دخترش را به علی علیه السلام می سپارد؛

این خداست که اختیار و اعتبار بشر را به علی و زهرا علیهاالسلام وامی نهد . . .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۸٩/۸/۱٦ توسط ژنیک

گشته عالم غرق ماتم در عزاى جوادالائمه
کرده زهرا ناله بر پا از براى جوادالائمه
یوسف زهرا به سن نوجوانى گشته مسموم
مى‏ دهد جان در میان حجره ‏ى در بسته مظلوم

 

شهادت غریبانه ی امام مسموم، جواد مظلوم(ع) بر شما تسلیت باد.

 

در میان حجره یا رب کیست غوغا میکند
شکوه زیر لب ز بی رحمی دنیا میکند
همسرش از فرط شادی و شعف کف میزند
زین عمل خود را به عالم خوار و رسوا میکند

 

شهادت غریبانه ی امام مسموم، جواد مظلوم(ع) بر شما تسلیت باد.

 

می زنم امروز در کوی توَلاّیت قدم
تا بگیری دست این افتاده را فردا جواد
در گلستان محمد، نخل سرسبز رضا
میوه قلب علی، ریحانه زهرا جواد

 


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۸٩/۸/۱٥ توسط ژنیک

هر چه خدا می‌خواست از او

راضی به فرمان خدا بود

بر هر بلایی بود راضی

از این سبب نامش رضا بود

در دوستی‌ها‌ بی ریا بود

با هر کسی او مهربان بود

گنجشک‌ها را دوست می‌داشت

با شیر و آهو مهربان بود

او آفتابی داشت در دل

روشن تر از خورشید روشن

می‌گفت او که: « بهترین دوست

عقل است و نادانی است دشمن»

ایران پر از نور است با او

در مشهد است آرامگاهش

نامش برای ما عزیز است

در پیش ما زنده است راهش

**********

دوباره در حرم نشسته بود

و مثل یک درخت پیر بود

لباس‌ها‌ی پاره پاره داشت

شبیه مردم فقیر بود

دوباره صاف و ساده گریه کرد

و دردهای خویش، بازگفت

کنار نرده حرم نشست

و با خدا دوباره راز گفت:

« چرا به داد من نمی‌رسی؟

خدای من! دلم پر از غم است

تمام لحظه‌ها‌ی زندگی

برای من سیاه و مبهم است

چه می‌شد، ای خدا، از ابتدا

چنین علیل و کج نمی‌شدم؟

تمامی تنم درست بود

و اینچنین فلج نمی‌شدم؟

چه می‌شود محبتی کنی

و حاجت مرا روا کنی؟

و یک شب از دیار خواب‌ها

تو بی خبر مرا صدا کنی؟

برای تو که هیچ سخت نیست

چرا مرا شفا نمی‌دهی؟

تو که طبیب درد مردمی

چرا به من دوا نمی‌دهی؟»

کنار نرده‌ها‌ی آهنی

نشست و بی قرار گریه کرد

کمی به آسمان نگاه کرد

و بعد زار زار گریه کرد

حرم به ناگهان قشنگ شد

نسیم خوب دوستی وزید

و در رگ تنی که مرده بود

دوباره خون تازه ای دوید

صدای زائران بلند شد

و باز هم حرم صفا گرفت

کسی میان جمع داد زد:

« شفا گرفت، او شفا گرفت.»

*********

آمدم به دست‌بوس تو

پر امید، اگر چه خسته‌ام

مثل کفتری شکسته دل

گوشه حرم نشسته‌ام

صحن تو پر از برو بیاست

قلب صحن در تلاطم است

گریه‌ها‌ی شوق زائران

بین مهربانی ات گم است

مثل یک مسافر غریب

گریه می‌کنم برای تو

آه! ای امام مهربان!

کاش می‌شدم فدای تو

*******

السلام ای شهید خراسان / ای پناه همه بی‌پناهان

ای رضا جان، ای رضا جان، ای رضا جان

ای گل پرپر باغ حیدر / پارهء قلب موسی بن جعفر

ای رضا جان ای رضا جان ای رضاجان

تو جگر گوشه مرتضایی/ تو علی بن موسی الرضایی

ای رضا جان ای رضا جان ای رضا جان

جان زهرا و جان جوادت / وقت مردن کن از من عیادت

ای رضا جان ای رضا جان ای رضا جان

یک نظر کن بر این قلب خسته / جان زهرای پهلو شکسته

ای رضا جان ای رضا جان ای رضا جان

 

 

 

 

 

چشمکچشمکچشمکچشمکچشمکچشمکچشمکچشمکچشمک

قلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلب

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۸٩/٧/٢٥ توسط ژنیک

آهو از کجا فهمید باید از تو یارى خواست؟

از پناه تو باید سایه‌اى بهارى خواست؟

آهو از کجا فهمید با تو مى‌شود آرام؟

با نگاه تو آهو پیش پاى تو شد رام

تو به مهربان بودن شهره در زمین بودى

مهربان فراوان بود مهربان‌ترین بودى

مى‌دهى نجات از مرگ آهوى فرارى را

مى‌کنى جدا از او ترس و بیقرارى را

یا امام رضا مدد


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۸٩/٧/٢٥ توسط ژنیک

یا امام رضا مدد

کاش من یک بچه آهو می شدم

می دویدم روز و شب در دشتها


توی کوه و دشت و صحرا روز و شب

می دویدم تا که می دیدم تو را


کاش روزی می نشستی پیش من

می کشیدی دست خود را بر سرم

 

شاد می کردی مرا با خنده ات

دوست بودی با من و با خواهرم

 

چونکه روزی مادر م می گفت تو

دوست با یک بچه آهو بوده ای


خوش به حال بچه آهویی که تو

توی صحرا ضامن او بوده ای


پس بیا من بچه آهو می شوم

بچه آهویی که تنها مانده است


بچه آهویی که تنها و غریب

در میان دشت و صحرا مانده است


روز و شب در انتظارم پس بیا

دوست شو با من مرا هم ناز کن


بند غم را از دو پای کوچکم

با دو دست مهربانت باز کن


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۸٩/٧/٢٥ توسط ژنیک

یا رب چو بر آرنده ی حاجات تویی

هم قاضی و کافی مهمات تویی

من سر دل خویش بتو کی گویم

چون عالم اسرار خفیات تویی ...!!!

یا رب

 

یا رب

 

یا رب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸٩/٧/٢۱ توسط ژنیک

سلام دوستان عزیز به علت درخواست های مکرر شما دوستان ، قالب وبلاگ تغییر داده شد  ؛ امیدوارم مورد پسند شما عزیزان قرار گیرد .

برای بهتر شدن این محفل دوستانه ، ما را از نظرات خوبتان بی نصیب نگردانید.

به من زنگ بزن


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۸٩/٦/۱٩ توسط ژنیک

فرازی از دعای وداع با ماه رمضان حضرت سیدالساجدین

 

 

ای خدا ! ای آن که در احسان به  خلق ، پاداش نخواهی و ای کسی که از بخشش به بندگان پشیمان نشوی !

خدایا! تو مقرر داشتی یکی از برگزیده های آن وظایف را و فریضه های مخصوص ماه مبارک را که این ماه شریف رمضان را بین دیگر ماه ها امتیاز و اختصاص دادی و از تمام زمان ها و دوران روزگاران اختیار کردی و برگزیدی از جمیع دوران سال این ماه را چون در آن قرآن ، کتاب آسمانی و نور را نازل فرمودی  و در آن ماه نور ایمان بندگان را کامل تر گردانیدی و روزه را بر مردم واجب فرمودی و  به اقامه ی نماز تشویق و جلال بخشیدی به ماه رمضان به واسطه ی شب قدر که بهتر از هزار ماه .

پس برتری دادی به ما ، به سبب آن ، بر سایر ملت ها و برگزیدی ما را به فضیلت روزه اش بین اهل ملل عالم و ما هم به فرمان تو روزه داشتیم و قیام کردیم به اقامه ی نماز به یاری تو به هنگام شب ، و منظور ما از روزه و نماز این بود که در معرض رحمت درآییم و سببی انگیزیم تا قابل احسانت شویم.

چنان که منظورتو هم همین بود و تو از طاعاتی که ما را به آن تشویق کردند بی نیازی و آنچه بندگان را از فضل وکرمت درخواست می کنند ، بخشنده ی بی عوضی ؛ و بسیار نزدیکی به هر بنده یی که به تو تقرب می جوید .

مرتبه ی این ماه را در میان ما با رتبه ی شرافت اقامه فرمود و ما با این ماه همصحبت نیکو شدیم و بهره یافتیم بهترین سود را بین اهل عالم و پس از آنکه مدت این ماه به اتمام رسید و زمانش سپری شد و عدد ایامش به پایان آمد مفارقت کردیم و از او و با او هنگام فراق وداع کردیم ؛ وداع کسی که درد فراقش ر ما مشکل بود و مفارقش ما را غمگین و وحشتناک ساخت ، ولی بر ما حکم حتمی گردید عهد محبتش همیشه در قلب ما محفوظ و حرمت و جلالش محفوظ و ادای حق وی بر ما لذا میگوییم : سلام و تحیت ما بر تو ای ماه خدای بزرگ و ای مبارک دوستان خدا .

سلام ما بر تو ای گرامی ترین یار و مونس ما از همه ی دوران روزگار و ای بهترین ماه عزیز از گردش تمام ایام و ساعات زمان درود ما بر توای ماهی که آرزوها در این ماه به اجابت نزدیک شده و از اهل ایمان کار خیر بیشتر منتشر میشود .

درود بر تو که یاری می نمودی ما را علیه شیطان و خوش رفیقی بودی که طریق احسان را بر ما آسان می کردی ، سلام بر تو که چقدر آزاد شدگان در تو بسیارند و آن کس که احترام تو را کاملا رعایت کرده چقدر سعادتمند گردید .

سلام و درود بر تو که چه اندازه گناهان را محو و انواع عیوب را مستور می گردانی  ؛ درود بر تو که چقدر رحمت و احسانت بر گنه کاران و هیبت و جلالت در قلوب اهل ایمان بسیار است ؛ درود بر تو که هیچ دور روزگاران با تو همانند نتواند شد .

سلام بر تو و بر فضیلتت که دریغا ؟ امروز از آن محروم شدیم و درود بر  برکات ایام گذشته ات که از ما منقطع گردید .

پروردگارا! ما شایستگی بر این راه داشتیم که به این ماه ما را شرافت دادی و برای انجام روزه و عبادتش به کرمت موفق نمودی ، هنگامی که اشقیا شرافتش را نشناختند و از فضیلت برکاتش محروم ماندند ای خدا تویی ولی نعمت ما که به معرفت این ماه را برگزیدی و به آدابش ما را هدایت کردی و ما با همه ی تقصیر ، بار خدایا؟ به توفیق تو بر انجام روزه و نماز قیام کردیم و اندکی از وظایف بسیار این ماه را ادا نمودی .

ای خدا! کرم کن و همین عمری که اکنون دارم ، به ماه رمضان دیگر برسان  و چون ما را به رمضان آینده رسانیدی ، یاری کن و به فیض عبادت ، شایسته ی حضرتت نایل گردان و بر ادای نماز و طاعتت ، بدان گونه که شایسته ی توست ، لایق ساز و ما را در جریان اعمال شایسته یی قرار ده که تدارک حق طاعتت را در دو ماه مذکور از ماه های روزگاران توانیم کرد .

پروردگارا ! بر محمد و آل پاکش درود فرست و مصیبت ما را به فراق این ماه در روز عید فطر جبران فرما و عید ما را مبارک گردان و مقرر فرما بهترین ایام روزگاری که بر ما گذشته است ، از حیث جلب عفو و محو گناه و در گذر از جمیع گناهان پنهان و آشکار ما .

ای خدا ! به درگاه تو از هر گناهی توبه می کنیم و در روز عید فطر که این روز را برای اهل ایمان ، عید و روز شادی قرار دادی و برای ملت مجمع و محفلی آراستی ، ما را در این روز از هر گناهی که مرتکب شده ایم  یا از هر زشتکاری و بدی که از این پیش از ما سرزده ، یا خیال بدی که در دل پنهان داریم توبه میکنیم ،توبه ی کسی که هرگز قصد رجوع به هیچ گناه نکند و به هیچ خطایی باز نگردد ؛ توبه ی نصوح که خالص باشد از هر شک و ریب .

پس ای خدا ! تو این توبه را از ما بپذیر و راضی باش از ما و بر این توبه ما را ثابت بدار.

ای خدا ! درگذر از جمیع خطاهای پدران و مادرن و اهل دین ما از رفتگان و آیندگان ایشان تا روز قیامت .

خدایا! بر محمد پیغمبر ما و آل پاکش رحمت فرست چنانکه رحمت فرستادی بر فرشتگان مقربت و باز درود فرست بر او و خاندان پاکش چنانکه بر انبیا و رسولانت درود فرستادی و درود و رحمت فرست بر او و خاندان پاکش چنانکه بر بندگان صالح رحمت فرستادی و افضل و کامل تر از همه ی آنان ای پروردگار عوالم بی نهایت ؟

چنان رحمت کاملی که برکات آن ما را فرا رسد و نایل شویم و از مدح و برکاتش دعاهای ما را مستجاب گردد که  همانا تو بی  نهایت کریم تری از هرکس که به کرمش راغبند و از هرکس  که خلق به او اعتماد کند تو کافی تر خواهی بود و تو عطا بخش ترین کسی هستس که از فضلش درخواست حاجت کنند و تویی که بر هرچیز قدرت کامل داری .

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸٩/٦/۱۸ توسط ژنیک

رمضان آمد

 

رمضان شهر عشق و عرفان است /  رمضان بحر فیض و احسان است

رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن /  گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است . . .

***

در خلوت شب ز حــق صـدا می آید /  از عطر سحر بوی خدا می آید

با گوش دگر شنو به غوغای سکوت /  کز مرغ شب ، آواز دعا می آید . . .

ماه رمضان مبارک

***

ای در غرور نفس به سر برده روزگار / برخیز ، کارکن ، که کنونست وقت کار

ای دوست ! ماه روزه رسید و تو خفته‌ای / آخر زخواب غفلت دیرینه سر برآر . . .

***

حکمت روزه داشتن بگذار / باز هم گفته و شنیده شود

صبرت آموزد و تسلط نفس / و ز تو شیطان تو رمیده شود . . .

***

یا اله الخلق یا رب الفلق / ای خدای انجم و شمس و شفق

از تو می خواهم در این ماه شریف / چشم پوشیدن ز جرم ما سبق . . .

***

رمضان ماه مناجات و دعا / رمضان پر بود از شور و صفا

ماه خالص شدن از کبر و ریا / رمضان ماه رسیدن به خدا . . .

***

باز آى و دل تنـگ مرا مونس جان بـاش / وین سوخته را محـرم اســرار نهان بـاش

زان باده که در میکده عشـق فروشــند / ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش . . .

***

آمدیم از سفر دور و دراز رمضان / پی نبردیم به زیبایی راز رمضان

هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا / هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان . . .

.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸٩/٥/٢٠ توسط ژنیک

ای منتظران گنج نهان می آید 

  آرامش جان عاشقان می آید

بر بام سحر طلایه داران ظهور 

  گفتند که صاحب الزمان می آید  . . .

میلاد آقا امام زمان بر همگان مبارک

 

 

یا مهدی

 

قائم آل نور، یا مهدی  / عطر سبز حضور، یا مهدی

تا همیشه صبور می مانیم  / در هوای ظهور، یا مهدی

اینک که شده ولادتت ای جانا / جلوه نور به دنیا بنما یا مهدی

***

غیر از تو مرا دلبر و دلدار نباشد /  دل نیست هر آندل که ترا یار نباشد

شادم که غم هجر توگردیده نصیبم /  بهتر ز غم هجر تو غمخوار نباشد . . .

ولادت امام مهدی(عج) بر شما مبارک

 

یا مهدی

***

بود محرابم ابروی تو ای دوست / نمازم جانب کوی تو ای دوست

اگر حبل المتین فرموده قرآن /  نباشد غیر گیسوی تو ای دوست . . .

***

در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی / من ظهور لحظه ها را می شمارم تا بیایی

خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری / در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی . . .

***

خواهی که در پناه کرامات سرمدی  / ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی

لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را  / با ذکر سبز یک صلوات محمدی . . .

تعجیل در فرج آقا صلوات

 

یا مهدی

 

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم

سالها منتظر سیصد و اندی مردانیم آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم

اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید به گمانم که بنا نیست یارش باشیم . . .

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۸٩/٥/۳ توسط ژنیک

خدایا به حق این شب نیمه ی شعبان و مولود در این شب و حجت موعود آنکه فضلی دیگر بر مقام فضیلتش افزودی ، پس کلمه ی توحید تو از جهت صدق و عدالت به حد کمال رسید ، نیست تغییری دهنده ای برای کلمات تو و آیاتت را کسی تعقیب نتواند کرد ، آن کلمات ظاهرات انوار مشعشع و روشنی فروزنده ی توست و رهنمای نور معرفتت  ؛

در این شب تاریک عالم همان امام غایب پنهان از نظرها که مولدش معظم و محل ظهورش مکرم است و فرشتگان گواهان اویند و خدا یاور و نیرو بخش او هنگامی که وعده ی ظهورش فرا رسد و فرشتگان یاریش کنند او شمشیر قهر خداست که کند نگردد و نور خداست که خاموش نشود و صاحب مقام حلم است که سبک سر نگردد و مدار روزگار و حافظ و نگهدار زمان است و والیان امرند که آنچه در شب قدر نازل می شود بر آنها نزول یابد .

حشر و نشر خلق و مترجم و مسران وحی حق و نگهبان امر و نهی خدا هستند ، پروردگارا پس تو بر امام خاتم و قائم آن ائمه ی هدی که پنهان است درود فرست .

بار الها و ما را به ایام قیام او و ظهورش برسان و ما را از نصرت کنندگانش قرار ده و خون او چون خواهی ما را ما را با خون او قرین گردان و ما را در دفتر یاران و خاصانش ثبت فرما و ما را در دولت او با تنعم و خوشی زنده بدار و به صحبتش بهره مند گردان و به حق او استوار ساز و از هر بدی محفوظ دار ای مهربان تریت مهربانان.

و ستایش مخصوص خداست که پروردگار عالمیان است و درود بر سید ما حضرت محمد (ص) خاتم پیغمبران و رسولان و بر خاندان صادق و عترت ناطق آن بزرگوار و لعنت بر جمیع ظالمان جهان و تو میان ما و ظالمان عالم حکم فرما که بهترین حکمفرمایی

 و ...

 

عید مبارک

 

 

کاش مهدی به جهان چهره هویدا می کرد 

 

      گره از مشکل پیچیده ی ما وا می کرد

 

کاش می آمد و با آمدنش از ره مهر      

 

        قبر مخفی شده فاطمه پیدا می کرد

 

یا مهدی

 

 

 

 

 

 

 

ولادت با سعادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

 بر تمام جهانیان مبارک باد


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۸٩/٥/۳ توسط ژنیک

 

ولادت سه نور ولایت بر شما مبارک

 ماه میلاد سه پرچم دار عشق

   دلبر و دلداده و دلدار عشق

         ماه میلاد سه ماه عالمین

 سید سجاد و عباس و حسین(ع)

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

عید مبارک

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

 سه نور آمد به عالم پر ز احساس

    معطر هر سه از عطر گل یاس

   سه نور تابناک آسمانی

   حسین بن علی ، سجاد و عباس

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

     دامن علقمه را عطر گل یاس یکی است

  قمر بنی هاشمیان در همه ناس یکی است

   سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب

   نام زیبای اباصالح و عباس یکی است

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عید مبارک

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

  

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

   عطر نفس بقیه الله آمد

 با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین

   یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

  

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

میلاد گل رسول و زهرا و علی است
زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است
ما را دگر از روز جزا بیمی نیست
چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

بوی گلهای بهشتی ز فضا می آید
عطر فردوس هم آغوش صبا می آید
نوگل مصطفوی ، زینت باغ علوی
مظهر پنج تن آل عبـــــــــــــا می آید

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

**ولادت امام حسین (ع) **

ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی

در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی

ای العطش، ترانه ی قبل از ولادتت

مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

اشکها بین که از این خنده بدامان دارد

ای سلیل اشرف اولاد آدم السلام

بهین جشن و سرور شیعیان است

دیگر زنخل رسالت پدید شد ثمری

سرور معنوی بر پاست هر جا

سلام ای صفای دل عاشقان

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

** ولادت حضرت عباس (ع)**

مـیـلاد مسعـود اباالفضل جوان است

هـنگام شـادی و سرور شیـعـیـانــسـت

از دامـن ام البنین ماهی عیان است

کز روی وی شرمنده مـاه آسـمـانست

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

شب به کاخ مرتضى ماهى پدیدار آمده

ماهى که پیش نور وى خورشید و مه تار آمده

ماهى که بر حسن صدها خریدار آمده

اى طالب دیدار مه هنگام دیدار آمده

فلاکیانش سر به سر حیران رخسار آمده

اکو نور بخش عالم و، هم نور الاءنوار آمده

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *   

چه عباس آنکه در حشمت امیر راستین آمد

چه عباس آنکه از همّت پناه مسلمین آمد

چه عباس آنکه از اصل و نسب از دوره هاشم

چو جان مرتضى و حُسن خیرالمرسلین آمد

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *   

**ولادت امام سجاد علیه السلام**

سلام اى چارمین نور الهى

کلیم وادى طور الهى

تو آن شاهى که در بزم مناجات

خدا مى‏ کرد با نامت مباهات

تو را سجاده داران مى‏شناسند

تو را سجده گزاران مى‏شناسند

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

جشن میلاد امام چارمین آمد پدید

روز وجد مؤمنات و مؤمنین آمد پدید

درّة التّاج فضیلت جوهر علم لدن

حضرت سجّاد زین العابدین آمد پدید

   * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

چو خورشید جمالش مشرق از برج کمال آمد

خدا را شد جلوه گر بر خلق اشراق جمال آمد

شد از برج عبودیت عیان شمس ربوبیّت

تجلّى جمال آن جا تجلّى جلال آمد

  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٤ توسط ژنیک

عید مبارک

 

شبی عجب، که همه جود بود و فیض و فتوح
شب شکفتن ایمان، شب گشایش روح
شبی که مطلع انوار نور سرمد بود
ظهور مصلح کل، بعثت محمد بود
عید مبعث مبارک باد

 

عید مبارک

 

رفته خود از عرش تا به فرش سراسر

زیر فلک سایه لوای محمد(ص)

نوری(سیّاره) یافت راه هدایت

تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص)

عید مبعث مبارک

 

عید مبارک

 

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)

ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)

دیده دل، جام جم به هیچ شمارد

سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)

عید مبعث بر همگان مبارک

 

عید مبارک

نور عترت آمد از آیینه ام

کیست در غار حرای سینه ام

رگ رگم پیغام احمد می دهد

سینه ام بوی محمد می دهد
عید مبارک
به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ، سلام و رحمت حق بر محمد ،

 اللهم صل علی محمد .

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۸٩/٤/۱٩ توسط ژنیک

حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد

روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد

خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق

حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد . . .





نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۸٩/٤/٥ توسط ژنیک

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید

نشناخته توصیف مقامش نکنید

هر کس در او محبت زهرا نیست

علامه اگر هست سلامش نکنید

 

یا فاطمه

 

یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه (س) بی حاصل است
فاطمه (س) حلال صدها مشکل است

 

 

سبد سبد بیارید گلهای  نیلوفری رو

بیاید عزا بگیریم روزای بی مادری رو

بگید چاووش بخونه غم از دلا امون برده

بگید حجله بیارند آخه مادر جوون مرده

 

 

 

پیغمبری که عمری غمخوار امتش بود

روی کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟

 

 

 

 

فاطمیه قصه گوی رنجهاست      فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست

فاطمیه شعر داغ لاله است             قصه ی زهرای 18 ساله ست

فاطمیه شرح دیوار و در است    دفتر در مقام سخت زینب پرور است

 

 

 

ما گوشه نشینان غم فاطمیه ایم

محتاج عطا و کرم فاطمیه ایم

عمری است که از داغ غمش سوخته ایم

 

دیدم که ازپس در پهلوی من شکسته است
فریاد من درآنجا علی علی علی بود
بر روی من با میخ در نوشتند
این جرم گفتن علی علی علی بود
من هم زخون بر روی در نوشتم
تنها گناه زهرا علی علی علی بود

یا فاطمه

 

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت

ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود

ای کاش در سوخته مسمار نداشت

کاش قلبم به قبرش راه داشت

کاش زهرا هم زیارتگاه داشت

 

 

خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.

باز دیدم که فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

 

«فاطمه، فاطمه است»

(دکتر شریعتی)

یا فاطمه

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود ،

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ،

 ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه ،

 گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود .

 شهادت حضرت زهرا (س) بر شما تسلیت باد

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸٩/٢/٩ توسط ژنیک

روز پرستار و ولادت حضرت زینب رو به همه پرستارای عزیز و دوست داشتنی تبریک میگم

 


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱/۳۱ توسط ژنیک

الهی !

فاسقان زشتند ، زاهدان مزدور بهشتند .

ای منعم و تواب !

و ای آفریننده ی خلقان ز آتش و آب !

فریادرس از ذل حجاب و فتنه ی اسباب ،

و وقت شوریده و دل خراب !

 

الهی!

بر رُخ ، از خجالت ، گَرد داریم !

و در دل ، از حسرت ، درد داریم !

و روی از شرمِ گناه ، زرد داریم !

اگر بر گناه مُصِریم ، بر یگانگی تو مُقِریم .

 

الهی !

در دل های ما جز تخم محبت مکار !

و بر جان های ما جز باران رحمت مبار!

 

الهی !

به لطف ، ما را دستگیر و پای دار !

که دل در قرب کرم است ، و جان در انتظار .

و در پیش ، حجاب بسیار .

 

الهی !

حجاب ها از راه بردار، و ما را به ما مگذار !

بِرَحمَتِکَ یا عزیــــــــز ! یا غفـــــّــــار !

 

( رسائل و ص 4 و 163 ؛ مقولات )

 

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٦ توسط ژنیک

الهی

نام تو ما را جواز!

مهر تو مارا جهاز!

الهی ! شناخت تو ما را امان ، و لطف تو ما را عیان .

الهی !

فضل تو ما را لوا  و کنف تو ما را ماوا !

الهی ضعیفان را پناهی ، قاصدان را بر سر راهی ، مومنان را گواهی ، چه بود که افزایی و نکاهی ؟

الهی !

چه عزیز است او که تو او را خواهی !

ور بگریزد ، او را در راه ، آیی .

طوبی آن کس را که : تو ، او را رایی !

آیا که : تا از ما خود رایی ؟

 

(برگرفته از مناجات نامه و الهی نامه )

مناجات


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۸۸/۱۱/۳ توسط ژنیک

 

علی یک دسته گل از یاس آورد
ز طوبی شاخه ی احساس آورد
میان باغی از گل های زهرا
خوشا ام البنین عباس آورد

... 
دریچه ی عشق و عاشقی باز شود
دل ها همه آماده پرواز شود
بانوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود
السلام علیک یا ابا عبدالله

...
 قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد

...
 پیر همه بود اگرچه او کودک بود
صبرش ز غریبی پدر اندک بود
می کرد به نی اشاره می گفت رباب
ای کاش سر نیزه کمی کوچک بود
( فرا رسیدن ایام ماه محرم را تسلیت می گوییم )

... 
با نام 
حسین به سینه ها گل بزنید
از اشک به بارگاه او پل بزنید
گویید که هر زمان گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید
التماس دعا، عزا دار امام حسین

...
هفتادو دو مجنون زلیلی شده عاقل
هفتادو دو فرهاد به شیرین شده واصل
هیهات که جان گیرد از آنها ملک الموت
جان دست حسین است نه بازیچه قاتل

...
 فرش بر رونق بازار حسین می نازد
عرش بر جلوه رخسار حسین می نازد
ابر بر اشک عزادار حسین می نازد
قبر شش گوشه به زوار حسین می نازد
کربلا هم به علمدار حسین می نازد

...
 می گویید شیشه ها احساس ندارند. ولی هنگامی که با انگشت روی شیشه ی بخار گرفته نوشتم یا حسین آرام گریست ...

...

- آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

...
 نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)

...
عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار 
حسین است . دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است

...
 امام سجاد (ع) : هر مؤمنی که بگرید بر قتل حسین (ع) به نحوی که اشک بر چهره اش جاری شود ، خداوند او را جاودانه در خانه ای از خانه های بهشت جا می دهد

...
دانی از چه رو گاه گاه آید زلزله ، چون زمین هم میکند با نام زینب هلهله . دانی از چه رو گاه گاه توفان میشود ، صحنه جنگیدن عباس اکران میشود . آغاز ماه محرم را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض میکنم

...
 گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست ، علم فاطمه دست قلم عباس است . تسلیت باد فرا رسیدن محرم الحرام

...
 ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم

... 
السلام علیک یا اباعبدالله : دیباچه عشق و عاشقی باز شود ، دلها همه آماده پرواز شود ، با بوی محرم الحرام تو حسین ، ایام عزا و غصه آغاز شود . آغاز محرم حسینی را تسلیت عرض مینمایم

...
 به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان ، به 
دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان ، خدا داند که در بازار عشقت ، به جز جان هیچ کالایی ندارم یا حسین جان

...

محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد

...

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...

...

ای به دل بسته ، قدری آهسته

کن مدارا با ، زینب خسته ...

یا حسین مظلوم ...

...

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن

تموم حاجتا رو همه از می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه

شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه

سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...

...

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین

تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین

...

السلام ای وادی کرببلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن

...

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله ...

...

کربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد

...

 دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

 ایام عزا و غصه آغاز شود

 

...

 نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

 دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

...

 دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم

فردا که کسی را به کسی کاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه کنم

...

 گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.

...

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟

آهی کشید و گفت ماه محرم است...

 ...

باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه

تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

...

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن

 دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

 ...

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

... 

باز محرم شدو دلها شکست              از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد            از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت       دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند          این چه غمی بود که دنیا شکست

 ...

 محرم ماه غم نیست ماه عشق است     محرم مَحرم درد حسین است

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۸/٩/۳٠ توسط ژنیک

یا حسین

 

بی حسین بن علی احساس پیری می کنم / نی که پیری بلکه احساس حقیری می کنم

گفت سائل از چه رو محکم به سینه می زنی؟ / گفتم از آینه ی دل گردگیری می کنم

 

***

محرم شد از غم نگاهم گرفت / به سوزانترین اشک، آهم گرفت

شکست در گلو بغض سوزان من  و  / عطر حسین روح و جانم گرفت . . .

السّلام علیک یا ابا عبد الله . . .

 

***

دلم مست و لبم مست و سرم مست / بخون ای دل که صبرم رفته از دست

بخون ای دل محرم اومد از راه / بخون اجر تو با عباس بی دست . . .

 

***

عشق یعنی آتش افروخته / عشق یعنی خیمه های سوخته

عشق یعنی حاجی بیت الحرام / دل بریدن ها وحج ناتمام

عشق یعنی غربت نور دوعین / عشق یعنی گریه برقبر حسین

عشق را گویم فقط در یک کلام / یا اباالفضل وحسین و والسلام

 

***

با آب طلا نام حسین قاب کنید / با نام حسین یادی ازآب کنید

خواهید که سر بلندو جاوید شوید / تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید

( التماس دعا )

***

دانی که چرا مهر جبین خاک حسین است؟ / چون قبله ی دل پیکر صد چاک حسین است

دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟ / بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است

دانی که چرا آب فراتست گل آلود؟ / شرمنده زلعل لب عطشان حسین است

دانی که چرا کعبه ی حق گشته سیه پوش / یعنی که خدا هم عزادار حسین است . . .

 

***

نام زینب در شئون زندگی گل میکند / در دل عشاق ایجاد تحول میکند

مهدی زهرا که خود رمز توسل با خداست / در مقام ذکر با زینب توسل میکند . . .

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۸۸/٩/۳٠ توسط ژنیک

1. ای شیعه بزن ناله و فریاد امشب
از غرب
ت آن غریب کن یاد امشب
مسموم شد از زهر، جواد بن رضا
در حجره ی در بسته ی بغداد امشب

………………………………………………………………

۲/ امام جواد (ع) :
تا هنگامی که سپاسگذاری بندگان ادامه دارد افزایش نعمت های خداوند قطع نمیشود.
شهادت مظهر جود و سخا و علم و معرفت، تسلیت و تعزیت.

………………………………………………………………

۳/ ابن الرضا به حجره غریبانه جان سپرد / او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد

مسموم شد ز زهر جگر سوز  اُمّ فضل / از روی شوق در ره جانانه جان سپرد

………………………………………………………………

۴/ نفرین بر آن محرم نامحرم
که زهر جفا را نه در جام تو که در کام ما ریخت
آه! ای خورشید عشق
ای مولای جوان من
چه زود غروب کردی!

………………………………………………………………

۵/ گشته عالم، غرق ماتم
در عزای جواد الائمه
کرده زهرا ناله برپا
در عزای جواد الائمه
شد ز بیداد، شهر بغداد
کربلای جواد الائمه
شهادت مظلومانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت، تسلیت و تعزیت.

………………………………………………………………

۶/ امام محمد تقی (ع):
بدان که از دید خداوند پنهان نیستی
پس بنگر که چگونه هستی!

یا جواد الائمه
چون بخود نگریستم جز بی حیائی و بی شرمی در برابر ارباب خودم ندیدم
امشب دعایم کن تا دیگر باگناهانم دل فرزندت مهدی را نشکنم.

 

 

 


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳۸۸/۸/٢٦ توسط ژنیک

التماس دعا

دوباره بال وپر پروازم درآمد
دوباره عشق سویم با سر آمد
گشتم کبوتر تا دیار خانه زادی
تنها همین کار از دل عاشق برآمد
قصد زیارت کردم و اوجی گرفتم
روحی مرا در چار چوب پیکر امد
دور حرم چرخی زدم دیدم برای
جارو کشیدن جبرئیل شهپر آمد
بستم دخیلم را به یک جسم مشبک
گویا صدایی از دل آهن بر آمد
خوش آمدی ای زائر شوریده حالم
دلتنگ تو بودم در آفاق خیالم
*****
هرکجاسلطان بود دورش سپاه و لشکر است،
پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشکر است
با خبر باشید چشم انتظاران ظهور،
بهترین سلطان عالم از همه تنها تر است

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۸/۸/٧ توسط ژنیک

ای پسر فاطمه، نور هدی

سبزترین باغ بهار خدا

با تو دل از غصه رها می شود

پاکتر از آینه ها می شود

ای گل گلزار خدا، یا رضا

آینه ی قبله نما یا رضا

....

التماس دعا

 

میلاد هشتمین امام، هفتمین قبله و دهمین کشتی نجات آقا امام رضا (ع) بر شما مبارکباد

 

السلام ای حضرت سلطان عشق

یا علی موسی الرضا ای جان عشق

السلام ای بهر عاشق سرنوشت

السلام ای تربتت باغ بهشت

 

یا امام رضا

 

السلام ای حضرت سلطان عشق

یا علی موسی الرضا ای جان عشق

السلام ای بهر عاشق سرنوشت

السلام ای تربتت باغ بهشت

 

 

ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا (ع) مبارک

 

بلیط ماندن است مانده روی دستهای من

در این همه مسافر حرم نبود جای من؟

 

رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببر

سفارش مریض حضرت امام را ببر

 

بارگاهی که به شهر مشهد بپاست  هم برای من مدینه هم کربلاست

خاک پاکش را غرق بوسه می کنم چون که جای پای اربابم رضاست..

 

با نام  رضا به سینه ها گل بزنید ، با اشک به بارگاه او پل بزنید،

فرمود که هر زمان گرفتار شدید، بردامن ما دست توسل بزنید

 

امروز که سر بر حرمت می آیم

انگار تمام عشق کامل شده است

ای ضامن آهو! به غریبی سوگند

دل کندن ازاین ضریح مشکل شده است

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

  

کـمـک کـن مـثـل مشهد، شهر رؤیا

دلـم پـر ازدحـام از نـور بـاشــد

پـر از پـرواز کـفـتـرهـاى کوچک

سـرم سـبـز و دلـم پـر شور باشد

  

ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت ثامن الحجج علی بن

موسی الرضا را بر عموم مسلمین گرامی تبریک عرض میکنم

  

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟

گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟

ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند

گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟

من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟

 

 زآستان رضا سرخط امان دارم ٬ رخ نیاز بر این پاک آستان دارم

اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل  همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم

ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم ٬ درین چمن به صد امید آشیان دارم

 

 

کفترا پر بزنین به دور گنبد طلا دور گنبد بشینین نیابت از کرب و بلا

پر و بالهاتون رو با هم وا کنید دل به هم بدید همه آوا کنید

ذکر یا امام رضا امام رضا به زبون بگیرید و صفا کنید

 

بارگاهی که به شهر قم بپاست  هم برای من مدینه هم کربلاست

خاک پاکش را غرق بوسه می کنم چون که جای پای اربابم رضاست

 

آقا گداتو پس نزن  اونکه فقط می خواد یه چیز/ عمری کبوترت شدم یه بار برام گندم بریز

 

 رضاجان عمریست که گوشه نشین محبتم

این گوشه را به وسعت دنیا نمیدهم یا امام الرئوف

 

گمشده بودم ، غرق در کثافت شهر، آمدی از نورم کردی ، دستگیر بی دستی ام شدی!

روی شانه های ضریحت گریستم و دخیل پنجره فولادت ، طلایم کرد، حالا یاریم کن که تا عطر معرفتت را دریابم

 

به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد .... به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد

خدا داد آنچه را وعده،‌ بشد در ماه ذیقعده ... که آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمد

 

از عرش سلام سرمدی آوردند ..... آیینه ی حُسن سرمدی آوردند

با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ..... یک دسته گل محمدی آوردند

...

میلاد نور مبارک

 

 

شمع جمع شاپرکهایی رضا

ای کلید ساده مشکل گشا

آن گل زیبا گل خوشبو تویی

ای رضا جان، ضامن آهو تویی

با نگاهت چون کبوتر کن، مرا

تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

 

حریمت قبله ی جانم/ بود حب تو ایمانم

تو را هر لحظه می خوانم/ رضا جانم، رضا جانم

منم مست ولای تو/ گدایم من گدای تو

نهادم سر به پای تو/ رضا جانم، رضا جانم

..

میلاد نور مبارک

 

کاش من یک بچه آهو می شدم

می دویدم روز و شب در دشتها

توی کوه و دشت و صحرا روز و شب

می دویدم تا که می دیدم تو را

...

بهترین شاد باش ها تقدیم به شما ، بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا (ع)

 

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند

مردم صدای آمدنت را شنیده اند

زیباتر از همیشه شده آستان تو

آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند

...

ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا علیه اسلام مبارکباد

یا امام رضا


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۸/۸/٧ توسط ژنیک

یا رضا...

تکان تکان می خورد حس بی زبان قلم . تکه تکه خال می کوبد برقامت واژه های قلم . قلم امشب کوتاه می نویسد؟ یا قامت واژه ها تا ثامن الحجج نمی رسد ؟! میان صحن چلچله ها رها شده ام . چیست این صدا که مرا میان اشاره ها خرابه می کند . کرورکرور التماس نقره ای حک می شود روی پنجره های کبوتری اش . وصله که می زنند این گریه ها را به ضریح پیکرش ، قطره های چکیده را او ضمانت می کند . دخیل پنجره هایش روح امن یجیب تمام پنجره هاست . گفتنی ها را گفته ام .

نگفته هایم در پس زبان بی هنرم می ماند وبه فسیل عقده ها لبخند می زند . آقا توکه راه می روی روی آواز حنجره ها ، قفل نگفته ها باز می شود . ورق بزن حلقوم کنجکاو نکرده هامان را و آرام آرام بخوان تا اتاقک همسایه نشنود که ریابا اندام کبود آیه ها چه کرد  . خیال راستی ها کم کمک سایه می کشد روی آبروی آینه ها و سیب نصف شده حجب و حیا باز هم می ماند کنج خرابه ها . آقا دستی تکان بده ، باران بپاش ، بوی خاک نم زده ، شاید کمکی باشد به بازگشتمان ……………..

یا امام رضا

****

یا امام رضا

به گنبد و علم حضرت رضا صلوات
به جلــوه حرم حضرت رضا صلوات
جواز کرببــــلا می دهد به زوارش
به جوهـر قلم حضرت رضا صلوات

یا امام رضا

التماس دعا


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۸/۸/٦ توسط ژنیک

از دریچه ای سبز به خانه ام آمد

عشــــــــــــــــــــــق

عطر گلبرگ صبح می داد و

زیبایی تو را

بر تاقچه ی بی طاقت پنجره

باران می بارید...

نشست، از دریا خبری نبود

تنها از بوسه و لبخند تو به دنیا آمد

و مثل همه ی نوزادان گریست.


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۱٧ توسط ژنیک

آمد رمضان هست دعا را اثری
دارد دل من شور و نوای دگری
ما بنده عاصی و گنهکار توییم
ای داور بخشنده بما کن نظری


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/٤ توسط ژنیک
درباره وبلاگ
نويسندگان
آرشيو مطالب
صفحات جانبي



قالب وبلاگ