چه خوب می شد اگر صداقت آخرین حرف دل انسان بود

شب است وستارگان همه خوابیده اند .

در این سکوت سنگین شباهنگام ،

در این وادی محض غربت ،

ساده و بی ریا تو را می خوانم:

خدایـــــــا

ای مهـــــربان!

صدایم کن که پای رفتنم نیست،

یاریم کن که تاب ماندنم نیست،

چشمه ی اشکم را قطره ای نیست،

پس کی به من نظر می اندازی!...


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٥ توسط ژنیک
درباره وبلاگ
نويسندگان
آرشيو مطالب
صفحات جانبي



قالب وبلاگ