چه خوب می شد اگر صداقت آخرین حرف دل انسان بود

ســـــوگند به:

 خورشید وگسترش نور آن

 و ماه چون به دنبال آن برآید

 و به روز چون جلا پیدا کند.

ســــــوگند به:

شب که همه جا را فرا گیرد .

ســــــوگند به :

آسمان و بنا کننده اش.

ســــــوگند به :

زمین و گستراننده آن

ســــــوگند به:

 نفس انسان و آنکه آنرا راست و استوار ساخت

سپس گناه و پاکی را باو الهام کرد هرکه نفس خود را پاکیزه کرد رستگار شد

و نومید و محروم گشت آنکه نفس خود را آلوده ساخت ، تکذیب کردند بر اثر نافرمانی ثمود را ،

آنگاه که شقی ترین آنها قیام کرد به آنها گفت فرستاد خدا ناقه و شتر را با آبشخورش را واگذارید پس تکذیب کردند او را و ناقه را پی کردند پس برآشفت پروردگارشان بخاطر گناهانشان پس صاف و مسطح کرد و او هرگز از فرجام کار بیم ندارد.

 (سوره ی مبارکه ی والشمس )


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۱٠ توسط ژنیک
درباره وبلاگ
نويسندگان
آرشيو مطالب
صفحات جانبي



قالب وبلاگ