چه خوب می شد اگر صداقت آخرین حرف دل انسان بود

خدایا چه ساده می توان زیست و چه سان ما تجمل گرایانه زندگی می کنیم.

خدایا چه ساده می توان تو را باور داشت و چه سان دور مانده ایم از تو.

خدایا چه آسان ما را می بخشی و چه بی خبرانه روی از تو بر گرفته ایم.

خدایا آیا باور کنم که از گناهانم نخواهی گذشت؟

ایا قبول کنم که بر من خشم خواهی گرفت؟

نه هرگز .

من هرگز به این باور نمیرسم.

خودت ناامیدان را شیطان خوانده.ای بدون اینکه سخنی از درجه گناهانشان بگویی.

پس تو هر کسی را با هر درجه از بدی پذیرایی.

پس مرا بپذیر که جز دامان تو پناهی ندارم.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۸۸/۸/۳٠ توسط ژنیک
درباره وبلاگ
نويسندگان
آرشيو مطالب
صفحات جانبي



قالب وبلاگ