چه خوب می شد اگر صداقت آخرین حرف دل انسان بود

حتــی غریبــه‌ها می‌دانند

کــه شانــه‌های غـرورت

تــشنه هـــق هـــق اســت

حتــی می‌دانند

که بــاید پلکهــایت را

دوســت داشــت

تــا آشنــایی را نشنــاسی .

می‌دانــی ؟

مــن هیــچ بـغضی را ارزان

نـفروختـــه‌ام

تنهـــا ،

سـایـه‌هـــای حضــورم را

پــوششی می‌کنــم

بــر شانـه‌هــای عریــان غـرورت

تــا ،

غــریبــه‌ای عبــور نـکـنـد .



نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۸۸/۸/٢٢ توسط ژنیک
درباره وبلاگ
نويسندگان
آرشيو مطالب
صفحات جانبي



قالب وبلاگ